محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
250
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
اختيارى از خود نداشت به عبارت ديگر صدور كارها از انسان مانند سوزاندن نسبت به آتش ، طبيعى و ضرورى مىشد در صورتىكه خداوند مىخواهد بندگانش از روى اختيار و بهطور آزاد از او اطاعت كنند براى روشن شدن مطلب يك مثال ساده ذكر مىكنم پدرى به فرزند خويش مقدارى پول مىدهد و از او مىخواهد كه با آن پول كتابى بخرد و در ضمن سفارش مىكند كه مبادا آن پول را براى خريد شراب و غيره صرف كند ، حال اگر فرزند با آن پول كتاب بخرد و به دستور پدر گوش فرادهد اينكار هم به پدر و هم به فرزند نسبت داده مىشود چون پدر ، او را قادر به خريد كتاب كرده و به عمل فرزندش نيز راضى بوده است و به خود فرزند نيز نسبت داده مىشود چون او با داشتن قدرت خريد شراب و مخالفت امر پدر مطابق دستور او كتاب خريده است . اما اگر در همين مثال فرزند بر خلاف رضايت پدر ، بجاى كتاب شراب بخرد ديگر اينكار را به پدر نمىتوان نسبت داد زيرا او به هيچوجه به عمل فرزندش راضى نبوده است . اين اعتقاد شيعه اماميه - كه ابن تيميه و پيروانش آنانرا به شرك متهم ساخته و ريختن خون و غارت اموال و كشتن فرزندانشان را مباح مىدانند - راجع به جبر و اختيار است . سبب و مسبب اشاعره مىگويند : در جهان خلقت عوامل طبيعى وجود ندارند و تمام رويدادها مستقيما و بدون واسطه منسوب به خدا است اين خداست كه